پویانپویان، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

چه آرام آمدی و چه ساده ،فصل تازه ی دلبستگی ام ...

تو زیباترین ارزوی منی

امروز صبح برای اولین بار شروع کردی به ضربه زدن طولانی به شکمم تقریبا یه پنج دقیقه داشتی میزدی من داشتم از خوشحالی بال در می اوردم و دوست نداشتم اون لحظه تمام بشه .عاشقتم پسر نازم برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس می کشم...     ...
5 مرداد 1390

پسری آذر ماهی در راه است

سلام ، بالاخره جنسیتت مشخص شد عزیزم، امسال آذر ماه مردی دیگری وارد خونمون می شه از وقتی جنسیتت رو فهمیدم انگار بهم نزدیکتر شدی همش باهات حرف می زنم وقتی رفته بودم سونو دوتا دستاتو گذاشته بودی رو شکمت چشماتم باز بود اینقدر از دیدنت ذوق کرده بودم که خدا می دونه راستی من و بابا اسمتو انتخاب کردیم قراره اسمت پویان باشه عزیزم ، امیدوارم اسمتو دوست داشته باشی و همیشه نامدار باشی.     ...
26 تير 1390

با آمدنت به من آرامش دادی

خیلی آرام امدی درست زمانی که تصورش را نمی کردم با امدنت به زندگیمون رنگ و بوی دیگری دادی خوشحالم از بودنت در وجودم خوش آمدی نفسم از همون لحظه که فهمیدم در وجود منی احساست کردم درست انگار قلب کوچکی در وجودم می زد ، هنوز نمی دونم دختری یا پسر ؟   برام فرقی نمی کنه چه دختر باشی چه پسر می خوام عاشقانه برات مادری کنم مطمئن باش تمام تلاشم رو برای خوشبختیت می کنم . ...
12 خرداد 1390

اولین آزمایش

دیروز جواب اولین آزمایشم رو گرفتم ، دکتر بهم گفت تیروئیدت یکم بالاست باید بری زیر نظر یه دکتر غدد تا چکابت کنه ، من خیلی نگران شدم آخه شنیدم تیروئید در بارداری اصلا خوب نیست ، خدا کنه رفتم پیش دکتر غدد بهم بگه زیاد مهم نیست و احتیاج به دارو نداری. ...
11 خرداد 1390